قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1844

تاريخ الفي ( فارسى )

لشكرى بسيار به دفع او فرستاد . ابو جعفر صيمرى بعد از محاربات بسيار بر وى تاخته اهل و عيال او را اسير كرده به بغداد فرستاد . عمران خود گريخته در جنگل مختفى گشت . اتّفاقا ، در اين اثنا ، خبر فوت عماد الدّوله به بغداد رسيد « 1 » و معزّ الدّوله به ابو جعفر صيمرى نوشت كه : « بايد در ساعت متوجّه شيراز گردى كه مهمات آنجا بىرونق است ؛ چرا كه ، عضد الدّوله جوان است مبادا جمعى با او در مقام مكر و حيله شده مكروهى به او رسانند . » القصّه ، چون ابو جعفر صيمرى از بطايح بازگشت عمران بن شاهين باز بيرون آمد و خلقى كثير بر وى جمع شده شروع در تاخت ولايت كرد ؛ و مآل حال او عن قريب مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و در تاريخ ابن كثير شامى مسطور است كه از جمله وقايع اين سال آنكه در بغداد ميانهء شيعه و اهل سنّت جنگى عظيم واقع شد ، چنانچه از طرفين جمعى كثير كشته شدند و جمله كرخ بغداد را غارت كردند . و در اين سال المستكفى باللّه بعد از آنكه معزّ الدّوله او را ميل كشيده دربند مىبود وفات يافت و مدّت عمر او چهل و شش سال بود .

--> ( 1 ) . عماد الدّوله در جمادى الآخر سال سيصد و سى و هشت پيش از دو برادر ديگر خود درگذشت .